از قدیم الایام سیاست در افغانستان به گونه ای دیگر تعریف شده است که خلاف تمام تعریف های که در کتاب های سیاسی خوانده ایم در افغانستان طوری از سیاست برداشت میشود که از هر راهی ممکن رسیدن به قدرت مهم نیست حتی که به کشتن صدها انسان هم تمام شود وقتی که تحولات سیاسی افغانستان را مطالعه میکنیم برای رسیدن به قدرت پسر پدرش را به قتل رسانده است که بارز ترین آن کشتن حبیب الله خان توسط پسرش آمان الله خان است .
رهبران جوان از جنبش روشنایی دو هدف عمده را پیش روی دارند که میخواهند به آنها برسند و هدف سوم که در ظاهر هدف اصلی است انقال برق از مسیر بامیان است.
هدف اول:
رهبران جوان هزاره از هر اتفاق کوچک و یا بزرگ میخواهند استفاده اعظمی داشته باشند و برای خود در بین جامعه هزاره جای پای باز نمایند که در جنبس تبسم آصف آشنا با استعفا از بست خود در بین جامعه هزاره برای خود تا حدی جایگاه پیدا کرده و آخرین هدف آصف آشنا رسیدن به کرسی پارلمان است اما کسانیکه در این جنبش خود را به جلو انداخته اند به فکر کرسی پارلمان نیستند بل آنها خواستهای بزرگ تر دارند که در قدم اول میخواهند به جامعه هزاره خود بگویند که تاریخ مصرف رهبران سنتی این قوم ختم شده است و نباید بیشتر از این تعقیب کننده سیاست های محافظه کارانه خلیلی، محقق، دانش، شفق و... باشند باید برای خود رهبر جدید برگزینند و در آینده سیاسی افغانستان از آدرس قوم هزاره جوانان آن قوم حرف بزنند و در مقام معاونیت دوم ریاست جمهوری کسانی از قبیل احمد بهزاد، مهدوی و فلان و فلان تکیه بزنند که برای رسیدن به این خواست خود از هر نوع حربه ای استفاده میکنند که یکی از آنها همین جنبش روشنایی بود با این حال رهبران سنتی و به اصطلاح خود هزاره ها رهبران کهن سال و فرسوده هم برای بقایی خود که طی سی و پنج سال تلاش و متحمل شدن صدها بد بختی تا به این جایگاه رسیده اند تا حد توان کوشش میکنند و از هر راه ممکن میخواهند جلوی رشد زود هنگام جوانان خود را بگیرند و در عین حال برای نگهداشتن مردم خود به مبالغ هنگفت نیز ضرورت دارند که باید از هر طریق که میشود مبالغ که ضرورت دارند بدست بیاورند که یکی از راه های به دست آوردن بودجه مصرفی همین معامله گری های سیاسی است که هرازگاهی حرکت های را شکل میدهند برای فشار اما به هدف مالی خود که رسیدند مردم را دوباره متفرق می نمایند.
هدف دوم:
در هر دو صورت به نفع هزاره ها است اگر رهبران جوان باشد و یا سنتی و قدیمی هزاره ها زیرا این خواست همگانی است آنها نمی خواهند که دوباره به مرحله از تاریخ قرار بگیرند که در عبدالرحمن خان قرار داشتند بل آنها میخواهند که در دهه های پسین از اقتدار کامل برخوردار باشند اگر بالا تر از اقتدار پشتون ها و تاجیک ها برخور دار نباشند لا اقل هم سطح این دو قوم بزرگ باشند و به نوعی از ایماق ها و ازبیک ها پیشی بگیرند که برای رسیدن به این خواست بزرگ که تارگیت اصلی برای زن و مردم هزاره می باشد نهایت تلاش میکنند و حاضر به تحمل هر گونه قربانی نیز می باشند اما حرف اصلی که چرا جنبش روشنایی را وسیله قرار داد؟ برای هر حرکت و جنبش بودجه ای ضرورت است که باید هزاره ها بودجه ای برای حرکت دوام دار جنبش روشنایی پیدا میکردند که این بودجه را نمی توانستند از سرمایه های شخصی خود به پردازند به این لحاظ جنبش روشنایی و کییل برق تو تاپ را گیروگان گرفتند.
پاکستان در هر حالت برق میخواهند و برایش مهم نیست که از چه مسیری این برق برود مسیر افغانستان مسیر کم هزینه تر و نزدیک تر بود برای پاکستان و اگر وضعیت افغانستان طوری باشد که زمینه و بستر انقتال لین برق مهیا نباشد پاکستان از مسیر چین و یا ایران اقدام خواهد کرد که در این صورت رقابت بین چین و ایران در قسمت بدست آوردن این فایده هنگفت مساعد میشود و آنها تلاش میکنند به شکل ممکن جو را در افغانستان مختل نمایند تا این قرار داد لغو شود و راه مختل کردن هم همان کمک اقتصادی به برگزار کننده های جنبش روشنایی است و هر دو کشور تلاش میکنند که پول زیاد تر بدهند و مختل کردن و در نهایت لغو قرار داد انتقال برق را از مسیر افغانستان دست آورد خود به حساب بیاورند و قرار داد انقال لین را یکی از دو کشور ایران و چین با پاکستان به امضا برسانند و سود دراز مدت که از این طریق بدست مییاورند برای بهتر شدن وضعیت کشور خود به مصرف برسانند.
برچسب:
نویسنده: حسین میرزاده